(عکس دو سالگی)

امروز سالگرد تولد با شکوه ترین هدیه خداوند به زمینی ها ست،

از خداوند به خاطر حضورت سپاسگزارم . . .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1392ساعت 14:46  توسط فرزانه  | 


پرسش های آغازین بحث:

1 – وقایع جهان امروز را به چه صورت می توان توجیه کرد؟
2 – چرا امروزه مسجدالاقصی کانون توجه ادیان الهی است؟
3 – تلاش های اخیر برای تخریب مسجدالاقصی به چه دلیلی صورت گرفته است؟
4 – با وجود کشورهای پیشرفته ی اقتصادی درجهان (همانند چین و روسیه)، چرا ایران به عنوان دشمن اصلی کشورهای غربی مطرح می شود؟
5 – چرا کشورهایی همچون آمریکا و اسرائیل که داعیه های مذهبی دارند، بیشترین جنایات را در حق بشر مرتکب می گردند، اما کشور کمونیستی مانند چین، کمتر از کشورهای مزبور دست به سرکوب می زند؟
6 – چرا امروزه غرب، مسلمانان را بزرگترین تهدید می شمارد؟
7 – هدف غرب و بخصوص آمریکا، از حضور در خاورمیانه چیست؟
8 – چرا با وجود کشورهای نفت خیزی چون عراق و عربستان، اسرائیل در فلسطین اشغالی لانه گزیده است؟
9 – چرا عراق اشغال شده است؟
10 – چرا بهاییان مقبره ی بهاء الله در اسرائیل را مقدس ترین مکان می دانند؟
11 – چرا مبارزه با اسرائیل وظیفه ی تمامی مسلمین جهان است؟
12 – آرماگدون چیست و چرا امروزه مورد توجه قرار گرفته است؟
13 – چرا جرج بوش مأموریت خود را در جنگ علیه تروریسم ؟! مأموریتی الهی می داند؟
14 – چرا آمریکا از اسرائیل حمایت کامل می کند؟
15 – آیا آمریکا بازیچه ی اسرائیل است یا اسرائیل بازیچه ی آمریکا؟
16 – علت دشمنی غرب و اسرائیل با ایران و حزب الله چیست؟
17 – چرا اخیراً ساعت آخرالزمان 2 دقیقه به جلو کشیده شده و فقط 5 دقیقه به پایان مانده است؟




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 10:20  توسط فرزانه  | 

 

وانیا، هدیهء با شکوهی که خداوند در روز میلاد باسعادت امام حسن مجتبی(ع) به ما عطا فرمود.

(البته این عکس یک سالگیشه)

                        

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 12:6  توسط فرزانه  | 

این فرصت را به خودتان بدهید تا با خواندن این مطالب به دنیایتان روشنایی بیشتری ببخشید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 11:50  توسط فرزانه  | 


 اولین نشست تشکل های دانشجویی، انتخابات و احزاب 26 بهمن ماه و با حضور نمایندگان فکری تشکل های دانشجویی و اصحاب رسانه ها در دفتر کانون اندیشه جوان برگزار شد.

بر اساس این گزارش نمایندگان گروههای فکری دانشجویی در این جلسه در خصوص تشکل های دانشجویی و انتخابات و احزاب، نحوه ورود تشکل های دانشجویی به مسائل سیاسی انتخابات، چگونگی رفتار تشکل ها با احزاب در انتخابات و مسائلی از این دست با یکدیگر به بحث و گفتگو پرداختند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 17:6  توسط فرزانه  | 

خداوندا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جای دارند،
آنان شایسته محبتند و یادشان مایه آرامش جان میباشد،
 در میان خلق آنان معدن خیرند و دارنده پاکترین خصوصیات؛
 پس ای خدای من آنان را اکرام کن و بر صفات نیکشان بیفزای و سلامتشان بدار.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 12:31  توسط فرزانه  | 

مهربانم، اي خوب
ياد قلبت باش؛ يک نفر هست اين جا
بين آدم هايی، که همه سرد و غريبند با تو
تک و تنها، به تو مي انديشد و
دلش از دوري تو دلگير است....
گرخواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو .
 آیا با من موافقی؟ پس باید آموخت واندیشید.
مراقب افكارت باش كه عقايدت مي شود.
مراقب عقايدت باش كه رفتارت مي شود.
مراقب رفتارت باش كه عادت مي شود.
مراقب عادتت باش كه شخصيت مي شود.
مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 9:25  توسط فرزانه  | 

 

ابری سیاه آمد و باران شروع شد                 

قلب زمین تپید و طوفان شروع شد

پرده کنار رفت،خدا در خودش دمید             

تاریخ نانوشتهء انسان شروع شد

حوا درون آئینه خود را نگاه کرد                

با سیب سرخ، وسوسهء شیطان شروع شد

قلب خدا شکست و آدم سقوط کرد                

عصر زمین و مزرعه و نان شروع شد

هی سالها گذشت،هزاران هزار سال           

تا اینکه قصه ای هم از اینسان شروع شد

حالا من وتو آدم و حوای دیگریم                  

با ما دوباره خشم خدایان شروع شد

اینبار،سیب وسوسه اما نگاه توست             

یعنی دوباره قصهء انسان شروع شد

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 14:9  توسط فرزانه  | 

 

 نامت چه بود؟

 آدم

فرزند؟

 من را نه مادري نه پدر ، بنويس اول يتيم عالم خلقت

محل تولد؟

 بهشت پاك

اينك محل سكونت؟

  زمين خاك

آن چيست بر گرده نهادي؟

  امانت است

قدت؟

  روزي چنان بلند كه همسايه خدا ، اينك به قدر سايه بختم به روي خاك

اعضاي خانواده؟

 حواي خوب و پاك ، قابيل خشمناك ، هابيل زير خاك

روز تولد؟

  در روز جمعه اي ، به گمانم كه روز عشق

رنگت؟

 اينك فقط سياه ، ز شرم چنان گناه

چشمت؟

 رنگي به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان

وزنت؟

 نه آن چنان سبك كه پرم در هواي دوست ، نه آن چنان وزين كه نشينم بر اين زمين

جنست؟

نيمي مرا زخاك ، نيم دگر خدا

شغلت؟

در كار كشت اميدم ، به روي خاك

شاكي تو؟

 خدا

نام وكيل؟

آن هم فقط خدا

جرمت؟

يك سيب از درخت وسوسه

تنها همين؟

همين !!!

حكمت؟

تبعيد در زمين

همدست در گناه؟

 حواي آشنا

ترسيده اي؟

كمي

ز چه ؟

كه شوم من اسير خاك

آيا كسي به ملاقاتت آمده است؟

 بلي

كه؟

گاهي فقط خدا

داري گلايه اي؟

ديگر گلايه نه ، ولي ....

ولي كه چه؟

حكمي چنين ، آن هم به يك گناه؟!!

دلتنگ گشته اي؟

 زياد

براي كه؟

تنها فقط خدا

آورده اي سند؟

  بلي

 چه؟

 دو قطره اشك

داري تو ضامني؟

 بلي

چه كس؟

تنها كسم خدا

در آخرين دفاع؟

  مي خوانمش ، چنان كه اجابت كند دعا...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 14:4  توسط فرزانه  | 

 

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

 

خلقت از روز ازل ، مدیون عطر یاس بود

 

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه

 

گردنت را می شکست

 

 آنجا اگر عباس بود...! 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 18:32  توسط فرزانه  | 

مطالب قدیمی‌تر